المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
688
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
مراد از « مسّ » جماع مىباشد و معناى « فرض » نيز تعيين مقدار است . و مراد از « فريضه » مهرى است كه اندازهء آن معيّن شده باشد . بنابراين در اينجا « فعيل » ( فريض ) بر معناى مفعول ( مفروض ) است و « تا » ( فريضه ) به خاطر نقل لفظ به معناى إسمى آمده است . « المتعه » و « الإمتاع » نيز به معناى نفع و فايده مىباشد . و « أوسع الرّجل » زمانى گفته مىشود كه شخص از لحاظ مالى ، توانگر باشد . و « اقتر » نيز زمانى استعمال مىگردد كه شخص در مضيقهء مالى قرار گيرد كه ضدّ معناى « أوسع » مىباشد و احتمال دارد معناى « أقتر » اين باشد كه : شخص داراى « قترة » شده است كه « قترة » به معناى غبار است و آيه « تَرْهَقُها قَتَرَةٌ » ؛ « 1 » يعنى : « غبار آن صورتها را پوشانده است » نيز از اين معناست . در ما نحن فيه مثل اينكه شخص به خاطر فقر ، چهرهاش تغيير يافته و غبارى بر صورت وى نشسته است و « ما » در آيه به معناى « مدّت » آمده است ، يعنى : « تا مدّتى كه با آنها تماسّى نداشته باشيد » . « متاعا » اسم مصدر و به معناى فايده دادن است ، مثل « سلام » كه به معناى سلام دادن مىباشد . نصب آن نيز بنابر مصدريّت ( مفعول مطلق بودن ) است و « حقّا » نيز ، صفت آن مىباشد . فوايد : 1 - « أو » در « أو تفرضوا » احتمال دارد كه به معناى « واو » باشد و احتمال هم دارد به معناى « ترديد » آمده باشد و نيز احتمال دارد كه معناى « الّا أن » را داشته باشد . بنابر معناى اول منطوق آيه اين است كه : « اگر زنان خود را طلاق داديد » قبل از اينكه با آنان نزديكى كنيد و نيز قبل از اينكه براى آنها مهرى را معيّن كنيد ، گناهى بر شما نيست » ، ( طبق اين معنا ) جواب شرط بر خود شرط مقدّم شده است . امّا اينكه گناه نفى شده ، به اين دليل است كه طلاق در مظنّهء گناه است ، زيرا نكاح مطلوب خداوند است . پس ترك آن مظنّهء كراهت دارد . مخصوصا اگر قبل از دخول باشد . امّا اگر بعد از دخول باشد ، امتثال حاصل شده و كراهت ترك ، ضعيفتر مىگردد . به همين دليل ، « نفى » به ما قبل دخول اختصاص يافته است . احتمال هم دارد كه دليل
--> ( 1 ) . سورهء مباركهء عبس ، آيهء 41 .